پدر رفت و دلتنگی تا ابد هم‌نشین ما شد

فهرست مطالب

به گزارش خبرگزاری مجله آرونو، در دل تاریخ گاه لحظاتی رقم می‌خورد که نه در ورق‌های کاغذ، بلکه در جان مردمان، برای همیشه ثبت می‌شود؛ روزهایی که آسمان، با ابرهای سنگین غم، هم‌نوا با زمین به سوگ می‌نشیند و خیابان‌ها، شاهد وداعی می‌شوند که آغازی دوباره برای مسیری پرافتخار است.

ملت ایران در این روزها با پدری وداع کرد که چندین سال چراغ راه این کشتی طوفان‌زده بود؛ پدری که با تمام وجود، برای عزت این خاک زیست و با خون پاک خود بر تارک تاریخ مهری ماندگار زد.

این وداع هرچند جان‌سوز و سنگین بود، اما در عمق خود، حماسه‌ای دیگر را نیز به همراه داشت؛ حماسه‌ای از جنس ایستادگی، همبستگی و بیعتی دوباره با آرمان‌هایی که رهبر شهید انقلاب تا آخرین قطره خون خود، برایشان جنگیدند.

اشک‌هایی که در این روزها جاری شد، نه نشان ضعف، بلکه نشان عمق عشقی بود که این ملت، در قلب خود، برای پدر خویش جای داده بود و مردمی که با چشمانی گریان، اما با قامتی استوار، در سوگ رهبر خود گرد آمدند، به جهانیان نشان دادند که این راه هرگز به پایان نمی‌رسد و این عشق هرگز کهنه نمی‌شود.

روزی که خبر شهادت رهبر انقلاب، جان این سرزمین را به لرزه درآورد، میلیون‌ها نفر، چون موجی خروشان، به خیابان‌ها ریختند تا با پدر ازدست‌رفته خود، وداعی جاودانه کنند، وداعی که در آن، اشک و آه با فریاد یا لثارات الحسین در هم آمیخت و عهدی دوباره با آرمان‌هایی بسته شد که رهبر شهید تا آخرین قطره خون خود، برا آنها زیستند.

پدر رفت و دلتنگی تا ابد هم‌نشین ما شد

پدری که خاک ایران، قداست وجودش را به خود گرفت

رهبر شهید انقلاب، روح این سرزمین، نبض این ملت و پدری بود که فرزندانش، از کویر تا جنگل، از کوه تا دشت، همه ایران بودند و وقتی خبر شهادت ایشان برق‌آسا در سراسر کشور پیچید، گویی تمام خانه‌ها یکپارچه سیاه‌پوش عزا شدند.

اگر قرار بود واژه‌ای برای فقدان رهبر شهید پیدا کنیم، دلتنگی را باید از قاموس عشق عاریت می‌گرفتیم و باز هم نارسا بود. دلتنگی ملت ایران، نه یک حسرت روزمره، بلکه زخمی تازه بر پیکر تاریخ است؛ زخمی که با هر وزش باد، با هر طلوع آفتاب و با هر اذان صبح، عمیق‌تر و تازه‌تر می‌شود و مردم در کوچه‌پس‌کوچه‌ها، هنوز رد پای ایشان را می‌جویند و در خلوت شب‌ها، با نام ایشان، از درد جدایی آه می‌کشند.

زمین در سوگ، آسمان در ماتم و ایران غرق در اشک

در روزهای وداع، گویی تمام هستی با این ملت هم‌نوا شده بود، خیابان‌هایی که روزگاری شاهد فریادهای انقلابی رهبر بودند، این بار شاهد اشک‌هایی بودند که از عمق جان جاری می‌شد و سیل جمعیت، از شرق تا غرب، موجی خروشان را شکل می‌داد که نه سد زمان و نه هیچ قدرتی، نمی‌توانست جلوی آن را بگیرد.

اشک‌هایی که بر گونه‌ها جاری شد، هر یک قصه‌ای داشت؛ قصه کودکی که در آغوش پدر، عشق به رهبر را آموخته بود، قصه جوانی که با بیانات ایشان، راه خود را پیدا کرده بود و قصه پیری که چندین سال پای منبر ایشان، جان تازه گرفته بود و این اشک‌ها، نه از سر درماندگی، بلکه از سر ایمان و عشقی بود که ریشه در اعماق وجود این ملت داشت.

با پرچم‌های سرخ، فریاد خون‌خواهی سر دادیم

در دل این سوگ عظیم، پرچم‌های سرخی که چون شعله در میان جمعیت زبانه می‌کشید، روایتی دیگر داشت؛ روایتی از خون‌خواهی پدری که به ناحق از میان فرزندانش ربوده شد. مردم با در دست داشتن این پرچم‌ها و شعار یا لثارات الحسین، وامدار عاشورا شدند و فریاد زدند که همان‌گونه که خون سیدالشهدا(ع) در تاریخ بی‌پاسخ نماند، خون رهبر ما نیز چنین خواهد بود؛ انتقامی که وعده آن، در دل هر ایرانی ریشه دوانده است.

این وداع، جغرافیا نمی‌شناخت و از تهران تا قم، از قم تا نجف و از نجف تا مشهد، میلیون‌ها نفر در کنار هم، آخرین سلام را هدیه به رهبر خود کردند و همه جا یک پیام در میان بود که ما تا ابد، در راه تو خواهیم ایستاد.

پدر رفت و دلتنگی تا ابد هم‌نشین ما شد

تهمت اشک‌های نمایشی را با دل‌های سوخته پاسخ دادیم

دشمنان در تبلیغات خود این اشک‌ها را نمایشی خواندند، اما ملت ایران با عمق وجود خود پاسخشان را دادند. دشمنان نمی‌دانند که این اشک‌ها، نه برای یک رهبر، بلکه برای پدری است که با تمام وجود برایمان زیست و اشک ما، نمایشی نیست، روایت یک فقدان واقعی است که تا همیشه با ما خواهد بود.

این وداع، هرچند جان‌سوز بود، اما پیمانی دوباره با آرمان‌های رهبر بود؛ پیمانی که با خون پاک ایشان، برای همیشه مهر ماندگار خورد. مردم در میان اشک‌های خود، با سر دادن شعارهای انقلابی، عهد بستند که تا آخرین نفس، بر سر عهد خود با رهبر باقی بمانند و اجازه ندهند که خون او بر زمین هدر برود.

کودکی که با عشق به رهبر بزرگ شد و کهنسالی که با یاد ایشان آرام گرفت

در میان جمعیت، صحنه‌هایی بود که هر ناظری را به تحسین وامی‌داشت؛ کودکی که بر دوش پدر، پرچمی سرخ در دست داشت و با شور کودکانه شعار می‌داد و کهنسالی که با عصا، خود را به صف جمعیت رسانده بود و با چشمانی گریان، به تابوت رهبر شهید انقلاب خیره شده بود. این تصاویر، روایتگر نسلی بود که رهبر شهید ایران، از کودکی تا پیری، در دل آنان جای داشت‌.

خبرنگاران خارجی با چشمان خود عظمتی را دیدند که پیش‌تر هرگز ندیده بودند و همه اعتراف کردند که هرگز چنین جمعیتی را در هیچ جای جهان ندیده‌اند و این وداع فقط یک مراسم تشییع نبود، بلکه حماسه‌ای ملی بود که در برابر چشمان جهان، در حال رخ دادن است.

میراث پدر در دل فرزندان جاودانه شد

رهبر شهید با شهادت خود میراثی گران‌بها برای این ملت به یادگار گذاشت؛ میراثی از جنس استقلال، عزت و ایمان. این میراث، نه در کتاب‌ها، بلکه در دل‌های میلیون‌ها ایرانی جای گرفته است و نسلی که امروز، در سوگ ایشان اشک می‌ریزد، فردا با الهام از ایشان پرچم افتخار را بر قله‌های علم و مقاومت به اهتزاز درخواهد آورد.

مردمی که در این روزها با اشک و آه با رهبر خود وداع کردند، همان مردمی هستند که فردا با مشت‌های گره‌کرده و عزمی راسخ، از میراث ایشان پاسداری خواهند کرد و این حماسه آغاز فصلی تازه در تاریخ افتخارآمیز این سرزمین است؛ فصلی که در آن، دلتنگی‌ها به امیدی جاودانه تبدیل می‌شوند و خون پاک رهبر شهید، درخت تنومند انقلاب را تا همیشه آبیاری خواهد کرد.

و اینک در پایان این وداع تاریخی، دلتنگی‌ای بی‌کران، بر دل این ملت سنگینی می‌کند؛ دلتنگی فرزندانی که پدر خود را از دست داده‌اند، اما می‌دانند که یاد ایشان برای همیشه در قلب‌هایشان جاویدان خواهد ماند.

رهبر شهید با شهادت خود کتاب زندگی را به حماسه‌ای بدل کردند که هیچ‌گاه از یاد تاریخ نخواهد رفت و نسلی که امروز، در سوگ ایشان اشک می‌ریزد، فردا پرچم افتخار را بر قله‌های علم، ایمان و مقاومت به اهتزاز درخواهد آورد.

آری، وداع این روزها هرچند سخت و جان‌سوز بود، اما به ما آموخت که عشق، مرز و فراموشی نمی‌شناسد و راه حق هرگز به پایان نمی‌رسد. خون پاک رهبر شهید، ضامن تداوم این مسیر و بقای این نظام است و مردمی که امروز، با چشمانی گریان و پرچم‌های سرخ خون‌خواهی، با ایشان وداع کردند، همان مردمی هستند که فردا، با مشت‌های گره‌کرده و عزمی راسخ، از میراث او پاسداری خواهند کرد.

مرتبط نوشته ها

فال حافظ

استخاره آنلاین با قرآن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾

سه مرتبه سوره اخلاص را بخوانید و دکمه بعدی را کلیک کنید.

تلویزیون شهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *