به گزارش خبرگزاری مجله آرونو، سرو، بتهجقه، اسلیمی و نستعلیق تنها نقشهایی برآمده از گذشته نیستند؛ هر یک بخشی از حافظه بصری ایرانیان را در خود جای دادهاند، اما در روزگاری که مینیمالیسم و سادگی به جریان غالب طراحی تبدیل شدهاند، این میراث تصویری برای ماندن در قاب گرافیک معاصر با چالشهای تازهای روبهرو است.
گرافیک امروز دیگر تنها عرصهای برای خلق تصاویر زیبا و ترکیب رنگها نیست؛ از نشان تجاری و بستهبندی محصولات گرفته تا تبلیغات شهری و هویت بصری کسبوکارها، همه به این هنر وابسته هستند، در چنین فضایی، هر انتخاب بصری باید بتواند پیامی مشخص را به مخاطب منتقل کند و در عین حال با هویت و اهداف برندی که نمایندگی میکند، همخوان باشد.
با این حال در میان سرعت تغییر سلیقهها و گرایش روزافزون به طراحیهای ساده و کمجزئیات، پرسش مهمی پیش روی گرافیک ایران قرار دارد؛ نقشمایههایی که قرنها در معماری، نگارگری، صنایعدستی و هنرهای سنتی این سرزمین حضور داشتهاند، امروز چه سهمی از طراحی معاصر دارند و چرا بخشی از این میراث بصری کمتر در آثار گرافیکی دیده میشود؟
فریبا مولایی آقاجان، مدرس دانشگاه و کارشناس گرافیک در گفتوگو با خبرنگار مجله آرونو با اشاره به تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی بر انتخاب عناصر بصری اظهار کرد: میزان استفاده از نمادهای ایرانی در طراحی به شرایط محیطی و جریانهایی بستگی دارد که در هر دوره سلیقه بصری جامعه را شکل میدهند. برای مثال در برخی موقعیتهای فرهنگی یا سیاسی، توجه به نقوش ایرانی افزایش پیدا میکند، اما این استفاده باید متناسب با نوع فعالیت و هویت برندی باشد که قرار است از این عناصر بهره ببرد.
وی با تأکید بر اینکه استفاده از نمادهای ایرانی نباید تنها به انتخابی تزئینی تبدیل شود، افزود: هر برند هویت مشخصی دارد که رنگهای سازمانی، المانها و مفاهیم آن را در بر میگیرد، بنابراین زمانی میتوان از نمادهای ایرانی بهدرستی استفاده کرد که این عناصر با هویت اصلی برند و مخاطب هدف آن هماهنگ باشند. فضای اجتماعی نیز در شکلگیری این انتخابها مؤثر است و نمیتوان تأثیر آن را نادیده گرفت.
از سرو ایرانی تا بتهجقه؛ نمادهایی با ظرفیتهای کمتر دیدهشده
بخشی از ظرفیت هویت بصری ایران در نمادهایی نهفته است که در طول تاریخ، علاوهبر زیبایی، حامل مفاهیم فرهنگی و معنایی بودهاند. سرو ایرانی، بتهجقه، نقوش اسلیمی و ختایی از جمله این عناصر هستند که قابلیت بازخوانی و استفاده در طراحیهای امروز را دارند.
مولاییآقاجان با اشاره به ظرفیت معنایی برخی از این نقشمایهها گفت: سرو ایرانی یکی از نمادهایی است که در طراحی بعضی برندها مورد استفاده قرار گرفته است. بتهجقه نیز در اصل صورتی از سرو ایرانی است که با حالتی محزون به تصویر کشیده میشود و در عین تداعی حزن و اندوه، مفهوم استواری و هویت ایرانی را نیز در خود حفظ میکند.
این کارشناس گرافیک با اشاره به نمونههای دیگری از حضور عناصر ایرانی در طراحیهای مورد استقبال مخاطبان تصریح کرد: حتی در بستهبندی برخی محصولات غذایی میتوان تصویر بانوان ایرانی یا همان خاتون را مشاهده کرد که با استقبال همراه بوده است. نقوش اسلیمی و ختایی نیز که پیوندی از هنر ایرانی و اسلامی را به نمایش میگذارند، همچنان در برخی حوزهها کاربرد دارند.
با وجود این ظرفیتها، همه نقشمایههای ایرانی به یک اندازه در طراحی معاصر حضور ندارند. برخی از آنها با وجود برخورداری از ارزش هنری و قابلیتهای روایی، کمتر به زبان گرافیک امروز ترجمه شدهاند.
وی در این ارتباط با اشاره به نقاشیهای سقاخانهای و آثار روایی موجود در کاخهای تاریخی اصفهان گفت: این نقاشیها که هم هویت ایرانی و هم اسلامی را در خود دارند، کمتر مورد استفاده قرار گرفتهاند؛ در حالی که میتوانند ظرفیتهای قابل توجهی برای ورود به طراحی معاصر داشته باشند.
مینیمالیسم؛ وقتی جزئیات جای خود را به سادگی میدهند
یکی از مهمترین تغییرات گرافیک معاصر، گرایش به سادهسازی فرمها و فاصله گرفتن از جزئیات بصری است؛ رویکردی که در طراحی نشانهای تجاری، بستهبندیها و تبلیغات بهوضوح دیده میشود.
این گرایش در حالی گسترش پیدا کرده است که بخش قابل توجهی از هنر ایرانی بر پایه ظرافت، جزئیات و ترکیب عناصر متعدد شکل گرفته است؛ ویژگیهایی که در نقوش اسلیمی، ختایی و نگارگری ایرانی بهخوبی نمایان میشوند.
مولاییآقاجان با اشاره به این تفاوت گفت: هرچه جامعه به سمت مدرنیسم حرکت میکند، گرایش به مینیمالیسم نیز افزایش پیدا میکند و طراحان تلاش میکنند اضافات را حذف و بر کلیت اثر تمرکز کنند. این در حالی است که نقوش ایرانی و اسلامی سرشار از جزئیات، ظرافت و مفهوم وحدت در کثرت هستند.
وی ادامه داد: زندگی مدرن با شلوغی افکار، مسئولیتها و تنشهای روزمره همراه شده است و ذهن مخاطب تمایل دارد با فرمهای سادهتر و قابلدرکتر روبهرو شود. به همین دلیل، بسیاری از نقوش پیچیده یا سادهسازی میشوند یا بهتدریج از طراحیها کنار میروند.
با این حال، سادهسازی بهمعنای حذف هویت فرهنگی نیست؛ مسئله اصلی چگونگی بازآفرینی عناصر سنتی در قالبی است که با نیازهای ارتباطی و بصری امروز تناسب داشته باشد. به بیان دیگر، قرار نیست نقشهای تاریخی بدون تغییر در طراحیهای جدید تکرار شوند، بلکه میتوان با شناخت ساختار و معنای آنها، خوانشی تازه از این میراث ارائه کرد.
کارفرما؛ حلقه تعیینکننده در هویت بصری برندها
در کنار جریانهای هنری و تغییر سلیقه مخاطبان، یکی از عوامل تعیینکننده در سرنوشت طراحی گرافیک، نگاه سفارشدهندگان و صاحبان کسبوکار است. طراح گرافیک برخلاف هنرمندی که در فضایی مستقل به خلق اثر میپردازد، باید اهداف مشخص یک سفارش را در نظر بگیرد و میان خواسته کارفرما، نیاز مخاطب و اصول حرفهای طراحی تعادل برقرار کند.
مولاییآقاجان با تأکید بر همین تفاوت اظهار کرد: در گرافیک با مفهومی به نام سفارشدهنده روبهرو هستیم و طراحی باید با اهداف و خواستههای او نیز تناسب داشته باشد. تفاوت گرافیک با نقاشی در همین مسئله است؛ زیرا گرافیک بیش از هر چیز با تبلیغات و انتقال پیام برای هدفی مشخص ارتباط دارد.
وی بزرگترین چالش این حوزه را کمبود آگاهی برخی کارفرمایان دانست و افزود: بعضی از سفارشدهندگان شناخت کافی از مفاهیمی همچون هویت بصری و برندبوک ندارند و بیشتر بر اساس سلیقه شخصی تصمیم میگیرند. در چنین شرایطی، ممکن است با وجود ارائه چندین طرح از سوی طراح، انتخاب نهایی بر اساس ترجیح فردی کارفرما انجام شود و نتیجه با اهداف تبلیغاتی و هزینهای که برای آن صرف شده است، تناسب نداشته باشد.
به گفته این مدرس دانشگاه، طراحی حرفهای زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که دانش گرافیک با شناخت بازار، مدیریت کسبوکار و نگاه انسانمحور همراه شود؛ چراکه مخاطب امروز تنها برای خرید یک محصول هزینه نمیکند، بلکه تجربه و احساسی را نیز که از رویارویی با آن برند دریافت میکند، در تصمیم خود دخیل میداند.
از این منظر، آشنایی مدیران و صاحبان کسبوکار با مفهوم برندبوک و اهمیت هویت بصری میتواند زمینه استفاده هدفمندتر از عناصر فرهنگی ایران را فراهم کند؛ بهگونهای که نمادهای تاریخی نه بهعنوان تزئیناتی جدا از ماهیت برند، بلکه بهعنوان بخشی از هویت و روایت آن به کار گرفته شوند.
فاصله دانشگاه تا بازار؛ چالش ورود نسل تازه طراحان
چالشهای گرافیک تنها به رابطه میان طراح و کارفرما محدود نمیشود. نظام آموزش دانشگاهی نیز در شکلگیری آینده این حرفه نقش مهمی دارد؛ جایی که دانشجویان اصول و مبانی طراحی را میآموزند، اما پس از ورود به بازار کار ممکن است با واقعیتهایی متفاوت از آنچه در فضای آموزشی تجربه کردهاند، روبهرو شوند.
مولاییآقاجان با انتقاد از فاصله میان آموزش آکادمیک و نیازهای بازار کار بیان کرد: استادان دانشگاه باید از فضای تنها آکادمیک فاصله بگیرند و ارتباط بیشتری با بازار کار داشته باشند تا با مسائل و نیازهای واقعی این حوزه آشنا شوند.
وی افزود: بسیاری از دانشجویان پس از فارغالتحصیلی و ورود به بازار کار با شرایطی روبهرو میشوند که برایشان تازگی دارد، زیرا احساس میکنند آنچه در دانشگاه آموختهاند با نیازهای عملی کسبوکار تفاوت دارد و باید بسیاری از مهارتها را از ابتدا یاد بگیرند.
این مدرس دانشگاه معتقد است، علاوهبر تقویت ارتباط دانشگاه و بازار، طراحان جوان نیز باید دانش خود را به حوزههایی فراتر از مبانی گرافیک گسترش دهند و با مفاهیمی همچون مدیریت فروش، کسبوکار و روانشناسی مخاطب آشنا شوند.
بازگشت به هویت ایرانی، نه با تکرار گذشته
آنچه از بررسی وضعیت گرافیک معاصر و جایگاه نقشمایههای ایرانی برمیآید، این است که مسئله اصلی نه انتخاب میان سنت و مدرنیته، بلکه پیدا کردن زبانی برای پیوند دادن این دو است. سرو، بتهجقه، نقوش اسلیمی و ختایی یا روایتهای تصویری نقاشیهای تاریخی اصفهان، زمانی میتوانند در طراحی امروز اثرگذار باشند که از قالب تکرارهای صرف خارج شوند و متناسب با نیازهای مخاطب معاصر بازآفرینی شوند.
در این مسیر، افزایش آگاهی کارفرمایان، تقویت آموزش تخصصی، ارتباط مؤثر دانشگاه با بازار کار و شناخت دقیق هویت برند، عواملی هستند که میتوانند زمینه حضور هدفمندتر میراث بصری ایران را در گرافیک فراهم کنند.
گرافیک معاصر برای حرکت به سوی آینده ناگزیر از شناخت زبان جدید ارتباطات است، اما این حرکت به معنای چشمپوشی از گذشته نیست. چهبسا همان نقشی که سالها بر دیوار یک بنای تاریخی، حاشیه یک نسخه خطی یا پارچهای سنتی نشسته است، با بازخوانی خلاقانه بتواند به نشانهای متمایز در هویت بصری یک برند امروزی تبدیل شود؛ به شرط آنکه طراح، کارفرما و مخاطب، ارزش این میراث را بشناسند.









