به گزارش خبرگزاری مجله آرونو، یکی از عوامل پنهان، اما بسیار مؤثر در گرایش جوانان به سیگار و مواد، بازنمایی غلط و جذابیتسازی این مواد در رسانهها و صنعت سرگرمی است. گاهی اوقات در بعضی از فیلمها، سریالها و حتی محتوای شبکههای اجتماعی، مصرف سیگار یا مواد به عنوان نمادی از جذابیت، استقلال، رهایی از فشار یا حتی قدرت مردانه به تصویر کشیده میشود و این تصویرسازیهای غلط که اغلب بدون نمایش عوارض ویرانگر آنها انجام میشود، در ذهن نوجوانان که به شدت تحت تأثیر سلبریتیها و الگوهای مجازی هستند، این باور را ایجاد میکند که مصرف این مواد بخشی از یک سبک زندگی مدرن و شیک است.
دسترسی آسان و تنوع بیسابقه در محصولات دخانی و مخدر، مانع بزرگی در راه پیشگیری است. امروزه مواد مخدر با اشکال و نامهای جدید و فریبندهای وارد بازار شده است که تشخیص آنها برای والدین و حتی مربیان دشوار است و حساسیت نوجوان را نسبت به مخدر بودن آنها کاهش میدهد.
نبود مهارتهای زندگی و ناتوانی در گفتن نه، آسیبپذیری جوانان را در برابر پیشنهادهای دوستان ناسالم افزایش میدهد. بسیاری از نوجوانان به دلیل ترس از طرد شدن توسط گروه همسالان یا فشار گروهی، نمیتوانند در برابر پیشنهاد اولین سیگار یا مواد مقاومت کنند و آموزش مهارتهای تصمیمگیری، ابراز وجود و اعتمادبهنفس، نقشی حیاتی در توانمندسازی نوجوانان دارد تا بتوانند در موقعیتهای پرخطر، با اطمینان از خواستههای ناسالم دوری و هویت مستقل خود را حفظ کنند.
پیامدهای مصرف مواد بر سیستم شناختی و تحصیلی جوانان، اغلب نادیده گرفته میشود اما بسیار مخرب است. مواد مخدر و حتی نیکوتین موجود در سیگارهای الکترونیکی، باعث تغییر در ساختار مغز در دورانی که مغز در حال رشد و تکامل است، میشوند. این تغییرات منجر به کاهش یادگیری، ضعف در حافظه کوتاهمدت، کاهش تمرکز و افت شدید نمرات درسی میشود و فرد درگیر با اعتیاد به تدریج آینده تحصیلی و شغلی خود را از دست میدهد و از رسیدن به اهداف و آرزوهای خود باز میماند که این امر خود باعث ایجاد احساس ناتوانی و افسردگی بیشتر میشود.
اعتیاد به سیگار و مواد مخدر چگونه شکل میگیرد؟
ابوذر گلورز، روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه از نظر علمی، مواد مخدر و حتی سیگار با فعالسازی مدارهای پاداش مغز عمل میکنند، به خبرنگار مجله آرونو میگوید: در دفعات اولیه مصرف، ممکن است فرد احساس پاداش یا تحریک کند، اما این اثر به سرعت کاهش مییابد.
وی با بیان اینکه مغز برای رسیدن به همان احساس اولیه، مصرف بیشتر را طلب میکند و اینجا است که چرخه وابستگی شکل میگیرد، میافزاید: بسیاری از مصرفکنندگان برای رفتار خود توجیه میسازند و به عنوان مثال مصرف را پاداشی برای خستگی، عصبانیت یا فشارهای روزمره میدانند.
روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه این در حالی که است این باورها واقعیت علمی ندارند، تصریح میکند: مصرف در مراحل بعدی هیچ آرامش یا پاداشی ایجاد نمیکند، بلکه تنها به یک عادت شرطی شده تبدیل میشود و این تصور که با یک نخ سیگار یا مصرف محدود، اعتیاد شکل نمیگیرد، یک باور غلط و خطرناک است.
راهکارهای پیشگیری از گرایش نوجوانان به مواد مخدر و سیگار
گلورز با بیان اینکه ترک سیگار برخلاف تصور عمومی، بسیار دشوار است و حتی در بسیاری موارد از ترک مواد دیگر پیچیدهتر محسوب میشود، ادامه میدهد: نوجوانی دورهای پرتنش و پرچالش است و پرخاشگری، تحریکپذیری و نوسانات هیجانی در این سن طبیعی است و به تنهایی نشانه مصرف مواد نیستند.
وی با بیان اینکه آنچه اهمیت دارد، بررسی همزمان چند نشانه و پرهیز از قضاوت عجولانه است، میگوید: برخوردهای تند، تهدیدآمیز و سرزنشگرانه، نوجوان را به سمت پنهانکاری و فاصله گرفتن از خانواده سوق میدهد و در مقابل، گفتوگوی آرام، ارتباط صمیمی و فضای امن خانوادگی میتواند نقش پیشگیرانه بسیار مؤثری داشته باشد و نوجوان را از ورود به مسیرهای پرخطر بازدارد.
روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه اضافه میکند: وقتی درباره پیشگیری از مصرف سیگار و مواد مخدر صحبت میکنیم، یکی از اشتباهات رایج تکیه بیش از حد بر ترساندن نوجوان است و تجربههای اجتماعی و حتی مثالهای ساده روزمره نشان میدهد که ترساندن نه تنها اثر ماندگاری ندارد، بلکه در بسیاری از موارد بیاثر است.
چه عواملی زمینهساز گرایش نوجوانان و جوانان به مواد مخدر و سیگار میشود؟
زهره سادات کاظمی، روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه گرایش جوانان و نوجوانان به سمت مواد مخدر و سیگار، پدیدهای پیچیده است که ریشه در عوامل متعدد روانی، اجتماعی و خانوادگی دارد، به خبرنگار مجله آرونو میگوید: یکی از اصلیترین دلایل، کنجکاوی و نیاز به تجربههای جدید در سن بلوغ است که در کنار فشار منفی گروه همسالان، نوجوان را به سمت مصرف سیگار یا مواد سوق میدهد. بسیاری از جوانان بدون آگاهی از عوارض، تنها برای اینکه در گروه دوستان خود پذیرفته شوند یا احساس بزرگ شدن کنند، اولین پک سیگار یا مصرف مواد را تجربه میکنند که میتواند آغاز مسیری پرخطر باشد.
وی با بیان اینکه فشارهای روانی و ناتوانی در مدیریت استرس، از دیگر عوامل مهم در گرایش به اعتیاد است، میافزاید: جوانان با چالشهای متعددی از جمله اضطراب آینده، شکستهای عاطفی، فشارهای درسی و مشکلات خانوادگی روبهرو هستند. وقتی ابزارهای مقابلهای سالم مانند ورزش، مهارتهای زندگی و حمایت عاطفی خانواده را ندارند، ممکن است به اشتباه تصور کنند که مواد مخدر یا سیگار راهی برای فرار از واقعیتها و کسب آرامش موقت است، در حالی که این مواد تنها مشکلات را چند برابر و وابستگی فیزیکی و روانی ایجاد میکنند.
روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه خلاهای عاطفی در ساختار خانواده و طلاق عاطفی والدین، بستر بسیار حاصلخیزی برای گرایش فرزندان به مواد مخدر فراهم میکند، تصریح میکند: وقتی جوان در خانه احساس امنیت، محبت و درک شدن نمیکند، به دنبال پر کردن این خلاء در بیرون از خانه میگردد و اغلب گروههای بزهکار یا دوستان نادرست، با پیشنهاد مواد مخدر به عنوان یک دوست یا تسکیندهنده، وارد زندگی او میشوند و نبود نظارت والدین بر رفتار و رفتوآمد فرزندان و نبود ارتباط صمیمانه، باعث میشود که فرزند در لحظات بحرانی، راهنمای درستی نداشته باشد و دام توزیعکنندگان مواد شود.
عوارض روانی و شناختی اعتیاد از عوامل جسمی مخربتر است
کاظمی با بیان اینکه پیامدهای مصرف مواد مخدر و سیگار بر سلامت جسمی جوانان ویرانگر است، ادامه میدهد: سیگار عامل اصلی بیماریهای ریوی، سرطانها و مشکلات قلبی-عروقی است و مواد مخدر نیز سیستم عصبی، گوارشی و ایمنی بدن را نابود میکند. در سن رشد که بدن در حال تکامل است، مصرف این مواد باعث توقف رشد فیزیکی، ضعف عمومی و کاهش سطح سلامت میشود که آیندهای تیره و پر از درد و رنج فیزیکی را برای فرد رقم میزند.
وی با اشاره به اینکه عوارض روانی و شناختی اعتیاد شاید از آسیبهای جسمی مخربتر باشند، میگوید: مواد مخدر مستقیم روی مغز تأثیر میگذارند و باعث کاهش حافظه، تمرکز، قدرت تصمیمگیری و هوشیاری میشوند و فرد درگیر اعتیاد به تدریج از اهداف زندگی، تحصیل و آیندهشغلی دور و دچار افسردگی، پرخاشگری، توهم و انزوا میشود. این سقوط ذهنی باعث میشود فرد تواناییهای اجتماعی خود را از دست بدهد و به یک بار سنگین برای خانواده و جامعه تبدیل شود.
روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی اعتیاد، گریبانگیر کل جامعه میشود، اضافه میکند: جوانان نیروی مولد کشور هستند و مبارزه با این پدیده تنها یک وظیفه فردی نیست، بلکه یک ضرورت ملی است که نیازمند عزم همگانی برای پیشگیری، درمان و بازپذیری اجتماعی این قشر آسیبپذیر است.
از منظر روانشناسی، یکی از عمیقترین دلایل گرایش به مواد مخدر، تلاش برای خوددرمانی و مدیریت ناکارآمد هیجانات است. برخی از جوانان فاقد مهارتهای لازم برای شناسایی و بیان احساسات خود مانند غم، خشم یا تنهایی هستند و در نتیجه، به جای مواجهه سازنده با این احساسات دردناک، به مواد مخدر یا سیگار به عنوان یک ابزار بیحسکننده و تسکیندهنده موقت پناه میبرند. این مکانیزم فرار از واقعیت، اگرچه در کوتاهمدت حس رهایی ایجاد میکند، اما در بلندمدت توانایی فرد را در تحمل فشارهای طبیعی زندگی از بین میبرد و وابستگی روانی شدیدی ایجاد میکند.
کاهش عزتنفس و تصویر منفی از خود، از دیگر عوامل روانشناختی مؤثر در گرایش به اعتیاد است. جوانانی که اعتمادبهنفس پایینی دارند و خود را شایسته عشق، موفقیت یا پذیرش اجتماعی نمیبینند، ممکن است برای جبران این احساس حقارت یا برای کسب جسارت کاذب، به مصرف مواد روی آورند. مواد مخدر یا سیگار برای آنها نقش یک نقاب را بازی میکند که پشت آن میتوانند شخصیتی متفاوت و جسورتر از خودشان را به نمایش بگذارند، اما این اعتمادبهنفس کاذب، وابسته به مصرف ماده بوده و با قطع آن، احساسات منفی و خودسرزنشگری با شدت بیشتری باز میگردند.
پیامد روانی مخرب مصرف مواد، اختلال در عملکرد شناختی و کاهش توانایی تصمیمگیری است و مواد مخدر مستقیم بر سیستم پاداش مغز تأثیر میگذارند و باعث میشوند که اولویتهای زندگی فرد به کلی تغییر کند. در این حالت، منطق و عقلانیت تحت تأثیر میل شدید به مصرف قرار میگیرد و فرد حتی با آگاهی از عواقب ویرانگر، قادر به کنترل تکانشهای خود نیست و این وضعیت باعث میشود که فرد از مسئولیتپذیری فرار کند، تعهدات خود را فراموش نماید و به تدریج کنترل ارادی بر رفتارهای خود را از دست بدهد.
اعتیاد یک چرخه معیوب ایجاد میکند که در آن فرد برای فرار از احساس گناه و شرم ناشی از مصرف مواد، دوباره به سمت مصرف بیشتر میرود. پس از اثرگذاری مواد، فرد با واقعیت تلخ خود و سرزنش درونی روبهرو میشود که باعث ایجاد اضطراب و افسردگی میشود و برای تسکین این دردهای جدید، دوباره به سراغ مواد میرود و این چرخه بیپایان، ساختار شخصیت فرد را تخریب و او را در دامی از ناامنی، بیثباتی عاطفی و پوچی مطلق گرفتار میکند که خروج از آن بدون کمکهای تخصصی روانشناختی بسیار دشوار است.






