مرضیه هاشمی در گفتوگو با خبرنگار مجله آرونو، در تحلیل نقش رسانه در فتنه آمریکایی و صهیونی که در کشورمان توسط دشمنان طراحی و اجرا شد، اظهار کرد: نزدیک به ۴۷ سال است که دشمنان اسلام و ایران به این کشور حمله میکنند و تلاش دارند این نظام را نابود کنند، اما در تمام این سالها همواره ناموفق بودهاند و طرحهای آنان با شکست روبهرو شده است.
وی با یادآوری وظیفه و رسالت رسانههای متعهد و با طرح این پرسش که «در چنین شرایطی وظیفه ما بهعنوان رسانه و هنرمند چیست؟» افزود: وظیفه اصلی ما این است که واقعیت را نشان دهیم، محکم و استوار باشیم و به خودمان، گذشتهمان، فرهنگ و تاریخمان افتخار کنیم.
دبیر جشنواره عمار به خلأهای موجود در عرصه رسانه اشاره کرد و گفت: به نظر من، رسانهها کمتر بر تقویت اعتمادبهنفس و داشتههایی که باید به آنها افتخار کنیم، کار کردهاند، در حالی که مؤلفههای افتخارآمیز بسیاری در ایران وجود دارد که باید مورد توجه و تأکید قرار گیرد.
هاشمی دلیل هجمههای دشمن را اهمیت جمهوری اسلامی ایران دانست و اظهار کرد: این پرسش مطرح است که چرا باید به جمهوری اسلامی ایران افتخار کنیم، در حالی که دشمن همواره در تلاش برای حمله و تخریب آن است؛ همین مسئله نشان میدهد که این کشور تأثیرگذار است و جمهوری اسلامی ایران امروز امید خط مقاومت برای پیروزی مردم مستضعف بر غرب به شمار میرود.
وی بر ضرورت تقویت جبهه رسانهای و هنری تأکید کرد و گفت: در شرایط کنونی، هم باید روی ارتقای توانمندیهای خود بیشتر کار کنیم تا بهتر شویم و هم اعتمادبهنفس داشته باشیم و با توکل و اراده پیش برویم.
در رسانههای غربی چیزی به نام اخلاق و خط قرمز اخلاقی وجود ندارد
این فعال رسانهای در تحلیل رسانههای غربی اظهار کرد: در رسانههای غربی چیزی به نام اخلاق و خط قرمز اخلاقی وجود ندارد و به همین دلیل هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند؛ از این رو، حتی مطالب نادرست و دروغ را به راحتی منتشر میکنند و به شدت به خبرسازی معتقدند.
هاشمی افزود: این جریانها بیش از ۱۰۰ سال است که در حوزه تبلیغات و پروپاگاندا فعالیت دارند و بهطور کامل حرفهای عمل میکنند؛ آنها از روانشناسی، جامعهشناسی و ابزارهای مختلف بهصورت همزمان استفاده میکنند و به همین دلیل در زمینه رسانه از ما جلوتر هستند، البته ما نسبت به چند سال گذشته پیشرفت زیادی داشتهایم، اما همچنان باید تلاش بیشتری انجام دهیم.
وی همافزایی میان دانشگاه و جریان رسانهای را ضروری دانست و تصریح کرد: باید این حلقهها در علوم انسانی بهصورت جدی با یکدیگر همکاری کنند؛ استادان دانشگاه، فعالان رسانهای و هنرمندان در رشتههای مختلف باید با یکدیگر تعامل داشته باشند و همانند آنها از نظر روششناسی و جامعهشناسی تمرکز و برنامهریزی بهتر و بیشتری در این زمینه انجام دهند.
این خبرنگار و مستندساز تبعه آمریکا با اشاره به اینکه پس از عملیات هفتم اکتبر، مخاطب غربی آمادگی بیشتری برای پذیرش سخن حق پیدا کرده است، گفت: پس از طوفانالاقصی، کار ما بهویژه برای مخاطبان خارج از کشور آسانتر شده و آنها آمادگی بیشتری برای شنیدن دارند؛ ما تنها باید محتوای لازم و مناسب را ارائه دهیم، البته کار دشوار است، زیرا فضا بهشدت کنترل میشود و تلاش میکنند با انتشار دروغ، مانع رسیدن صدای ما شوند. حتی اکنون نیز تلاش میکنند سایتها و بسترهای ارتباطی را مسدود کنند، بنابراین دامنههای سایتهای ایرانی را فیلتر میکنند، اما بهطور کامل موفق نمیشوند، زیرا این فضا در حال پر شدن است. این جریان هم ظرفیت داخلی دارد و هم قابلیت بینالمللی.
هاشمی در پاسخ به این پرسش که «آیا هنرمندان ما توانستهاند پیام خود را به زبان بینالمللی منتقل کنند»، گفت: در بخش بینالملل با مشکلاتی روبهرو هستیم و لازم است با توجه به سیاستهای کشور و دیدگاه مقاومتی، هماهنگی بیشتری ایجاد شود. صدای ما تا حدی به جهان میرسد، اما همچنان نیازمند تلاش بیشتری هستیم.
وی تصریح کرد: با توجه به افزایش ظلم در جهان، بعضی از تولیدات هنری میتوانند این واقعیت را بهخوبی نشان دهند و مردم امروز راحتتر زبان مقاومت را درک میکنند.
این فعال رسانهای درباره چگونگی تولید آثار هنری با زبان بینالمللی عنوان کرد: بسیاری از جوانان در شهرها و روستاهای مختلف ایدههایی در این زمینه در ذهن دارند و تمایل دارند روی آنها کار کنند، اما گاهی تصور میکنند این کارها چندان مؤثر یا مهم نیست. در حالی که باید با انگیزه و اراده وارد میدان شوند، از ابزارهای ساده همچون تلفن همراه استفاده کنند، یاد بگیرند چگونه تولید محتوا کنند و با همان زبانی که دنیا میفهمد، سخن بگویند.
امروز حتی مردم آمریکا نیز شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند
هاشمی در پاسخ به این پرسش که چگونه با وجود آمریکاییالاصل بودنتان، شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهید، گفت: من خودم آمریکایی هستم و با مردم هیچ کشوری مشکلی ندارم. مسئله ما مردم نیستند، بلکه دشمنی ما با رژیمها و نظامهای ظالم دنیا است. امروز حتی مردم آمریکا نیز شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند. این موضوع بسیار مهم است؛ در جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب این شعار مطرح شد، اما امروز در سراسر جهان شنیده میشود. پیشتر این شعار تنها در ایران سر داده میشد، اما اکنون مردم جهان متوجه شدهاند که ظالم اصلی کیست. وقتی میگویم «مرگ بر آمریکا»، منظور مرگ بر سیاستها، رفتارهای ظالمانه و نظام امپریالیستی است، نه مردم.






