به گزارش خبرگزاری مجله آرونو، همواره نگرانی درباره وضعیت تحصیلی دانشآموزان به یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای خانوادگی تبدیل شده است، اما آنچه کمتر به آن پرداخته میشود، ریشهیابی دقیق مسئله افت تحصیلی و نبود یادگیری است. بسیاری از والدین در مواجهه با کاهش انگیزه درسی فرزند خود، نخستین توضیح را در تنبلی یا بیمسئولیتی جستوجو میکنند، در حالی که بررسیهای روانشناختی نشان میدهد مسئله اغلب عمیقتر و مهارتیتر از این برچسبهای سادهانگارانه است.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از دانشآموزان هرگز بهصورت رسمی و نظاممند چگونه درس خواندن را نیاموختهاند، آنها میدانند باید مطالعه کنند، اما نمیدانند از کجا آغاز کنند، چگونه مطلب را تحلیل کنند یا چه زمانی مطمئن شوند که یادگیری اتفاق افتاده است و نداشتن نقشه راه مشخص، بهتدریج احساس سردرگمی ایجاد میکند و این سردرگمی میتواند به کاهش انگیزه و حتی اجتناب از مطالعه منجر شود.
از سوی دیگر، تمرکز بیش از حد بر مدت زمان مطالعه، یکی از خطاهای رایج در ارزیابی عملکرد تحصیلی است؛ نشستن طولانیمدت پشت میز، به معنای یادگیری عمیق نیست و آنچه اهمیت دارد کیفیت پردازش ذهنی، درگیری فعال با محتوا، مرور هدفمند و توانایی بازتولید آموختهها است و بدون این عناصر، ساعتهای طولانی مطالعه ممکن است نتیجهای کمتر از حد انتظار داشته باشد.
بسیاری از دانشآموزان مهارت صحیح مطالعه را نیاموختهاند / میان ساعت مطالعه و کیفیت مطالعه تفاوت وجود دارد
عاطفه السادات هاتف الحسینی، روانشناس و مشاور در گفتوگو با خبرنگار مجله آرونو با اشاره به عوامل تاثیرگذار بر وضعیت تحصیلی دانشآموزان و باورهای اشتباه درباره مطالعه و با بیان اینکه مسئله درس نخواندن فرزندان، یکی از جدیترین دغدغههای خانوادهها است، اظهار کرد: اغلب وقتی کودک یا نوجوانی درس نمیخواند، سریع او را تنبل یا کمهوش میدانیم، در حالی که تجربه بالینی و گفتوگو با دانشآموزان نشان میدهد اغلب اینطور نیست.
وی با بیان اینکه در واقع فرزندات نه تنبل و نه ناتوان هستند، بلکه مسئله اصلی این است که بسیاری از آنها مهارت صحیح مطالعه را بلد نیستند، افزود: وقتی فردی نداند چگونه باید کاری را انجام دهد، از آن فاصله میگیرد تا با احساس شکست مواجه نشود و فرزندان نیز به این دلیل که مهارت صحیح مطالعه را نیاموختهاند، از درس دور میشوند.
روانشناس و مشاور با بیان اینکه باید میان ساعت مطالعه و کیفیت مطالعه تفاوت قائل شد، تصریح کرد: خانوادهها گاهی میگویند فرزند آنها ساعتها پشت میز مینشیند، اما نتیجه نمیگیرد و این همان نقطهای است که باید از خود بپرسیم یا او میداند از کجا شروع کند، میداند یک مبحث درسی را چگونه بخواند، چگونه مرور کند و چگونه یادگیری خود را ارزیابی کند؟
تاثیر رفتار والدین بر امنیت روانی فرزندان و کیفیت مطالعه آنها / مهارت مطالعه به چه معنا است؟
هاتف الحسینی ادامه داد: بسیاری از دانشآموزان صادقانه میگویند که نمیدانند چطور درس بخوانند یا نمیدانند وقتی مطلبی را نفهمیدند چه کار باید بکنند و در چنین شرایطی صرف اصرار کردن به آنها برای درس خواندن، کمکی به حل مسئله نمیکند و نکته مهم دیگر، شیوه نظارت والدین است.
وی گفت: برخی والدین ناخواسته در نقش کارآگاه ظاهر و به بهانهای وارد اتاق فرزند خود میشوند تا ببینند آیا درس میخواند یا خیر و این نوع مچگیری نه تنها کیفیت مطالعه را بالا نمیبرد، بلکه به رابطه آسیب میزند و فرزند را به سمت لجبازی و پنهانکاری سوق میدهد و وقتی نوجوان احساس کند زیر ذرهبین است، امنیت روانی او کاهش پیدا میکند و فاصله عاطفی شکل میگیرد.
روانشناس و مشاور با بیان اینکه آنچه باید مد نظر قرار گیرد آموزش مهارت است، اضافه کرد: مهارت مطالعه شامل برنامهریزی، تقسیم مطالب دشوار به بخشهای کوچکتر، استفاده از روشهای فعال مانند پرسش از خود، خلاصهنویسی، تمرین و ارزیابی مستمر است که این مهارتها باید به فرزند آموزش داده شود.
نحوه نظارت والدین نیز در این میان نقش تعیینکنندهای دارد و شیوههای کنترلی مبتنی بر مچگیری یا نظارت پنهانی، گرچه با نیت خیر انجام میشود، اما میتواند احساس بیاعتمادی و فشار روانی ایجاد کند. نوجوانی که احساس کند به صورت دائم زیر نظر است، به جای تمرکز بر یادگیری، انرژی ذهنی خود را صرف مدیریت کنترلها میکند و این مسئله به فاصله عاطفی میان او و والدین دامن میزند.
رویکرد مؤثرتر، حرکت از کنترل به سمت توانمندسازی است و آموزش مهارتهایی مانند برنامهریزی واقعبینانه، تقسیم مباحث پیچیده به گامهای کوچک، استفاده از پرسشگری فعال، خلاصهسازی و خودارزیابی، میتواند به دانشآموز کمک کند تا بر فرایند یادگیری خود مسلط شود و این مهارتها نه تنها عملکرد تحصیلی را بهبود میبخشند، بلکه احساس کفایت و اعتمادبهنفس را نیز تقویت میکنند.
آنچه بیش از هر چیز باید مورد توجه قرار گیرد، کیفیت رابطه والد و فرزند است؛ فضای گفتوگوی امن و حمایتگر، زمینهای فراهم میکند تا نوجوان بدون ترس از قضاوت، درباره دشواریهای درسی خود صحبت کند و زمانی که خانواده به جای سرزنش، نقش همراه و راهنما را ایفا کند، مسیر رشد تحصیلی هموارتر خواهد شد و مسئولیتپذیری به صورت تدریجی در درون خود دانشآموز شکل میگیرد.








