به گزارش خبرگزاری مجله آرونو، کودکی دوره کشف، تجربه و شکلگیری بسیاری از تواناییهایی است که مسیر زندگی انسان را در سالهای بعد تعیین میکند و در این میان، هنر بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای رشد، فرصتی در اختیار کودک قرار میدهد تا جهان پیرامون خود را بهتر بشناسد، احساساتش را بروز دهد و خلاقیتش را بدون ترس از قضاوت شکوفا کند.
بسیاری از والدین، نقاشی، قصهپردازی، بازی با رنگها یا ساختن اشکال مختلف را تنها فعالیتهایی سرگرمکننده میدانند، در حالی که روانشناسان معتقدند این تجربهها بخشی جداییناپذیر از فرایند رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی کودک هستند. آنچه در این فعالیتها اهمیت دارد، نتیجه نهایی یا زیبایی اثر نیست، بلکه تجربهای است که کودک در مسیر خلق آن به دست میآورد.
در این میان، نقش والدین بسیار تعیینکننده است و تشویق، همراهی و پرهیز از قضاوت یا مقایسه، فضایی امن برای ابراز وجود کودک ایجاد میکند و به او میآموزد که خلاقیت، ارزشمندتر از کامل بودن است، اما در مقابل، بیتوجهی یا انتقادهای مکرر میتواند انگیزه تجربه کردن و اعتماد به تواناییهای فردی را کاهش دهد.
امروزه متخصصان تربیتی بر این باورند که هنر تنها ابزاری برای پرورش استعدادهای هنری نیست، بلکه پلی میان دنیای درونی کودک و محیط پیرامون اوست؛ پلی که به رشد شخصیت، تقویت مهارتهای ارتباطی و افزایش سلامت روان کمک میکند و زمینه را برای پرورش نسلی خلاق، توانمند و خودباور فراهم میسازد.
تربیت کودک فرایندی ظریف، پویا و نیازمند آگاهی است / هنر در زندگی کودک فقط وسیلهای برای سرگرمی نیست
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با خبرنگار مجله آرونو با بیان اینکه نحوه مواجهه والدین با فعالیتهای خلاقانه کودکان به میزان زیادی میتواند در شکلگیری نگرش آنها نسبت به خود، تواناییها و حتی آینده آنها اثرگذار باشد، اظهار کرد: واقعیت این است که فرزندپروری خود نوعی هنر است و تربیت کودک فقط مجموعهای از دستورالعملهای خشک و از پیش تعیینشده نیست، بلکه فرایندی ظریف، پویا و نیازمند آگاهی است.
وی با بیان اینکه والدین آنچه را آموختهاند یا تجربه کردهاند به نسل بعد منتقل میکنند، در حالی که بسیاری از آنان هرگز آموزش رسمی در زمینه اصول تربیتی دریافت نکردهاند، افزود: به همین دلیل لازم است ضمن درک دشواریهای نقش والدگری، والدین نسبت به تأثیر رفتارها و واکنشهای خود آگاهتر باشند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه هنر در زندگی کودک فقط وسیلهای برای سرگرمی نیست و نباید تنها از منظر تولید یک اثر هنری حرفهای به آن نگاه کرد، تصریح کرد: زمانی که کودک قلم به دست میگیرد، نقاشی میکشد، با خمیر بازی میکند، قصه میگوید یا چیزی را خلق میکند، هدف اصلی این نیست که از او یک هنرمند مشهور ساخته شود و آنچه اهمیت دارد، فرایند رشد و شکوفایی درونی کودک است.
یکی از کارکردهای هنر، بروز احساسات و هیجانهایی است که کودک واژگان کافی برای بیان آنها ندارد / نقاشی میتواند ابزاری برای شناخت بهتر کودک باشد
پدرام با بیان اینکه هنر بستری فراهم میکند تا کودک احساسات خود را بشناسد، آنها را ابراز کند، اعتمادبهنفس بیشتری به دست آورد و راههای تازهای برای ارتباط با جهان پیرامون خود پیدا کند، ادامه داد: یکی از مهمترین کارکردهای هنر، امکان بروز احساسات و هیجانهایی است که کودک هنوز واژگان کافی برای بیان آنها ندارد.
وی گفت: کودکان برخلاف بزرگسالان نمیتوانند بهراحتی درباره احساسات پیچیده خود صحبت کنند. آنها ممکن است نتوانند خشم، ناراحتی، اضطراب یا حتی شادی عمیق خود را در قالب کلمات بیان کنند، اما همین احساسات را در نقاشیها، مجسمهها، بازیها و داستانهای آنها آشکار میکنند و به همین دلیل هنر میتواند پلی میان دنیای درونی کودک و اطرافیان او باشد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در کارهای روانشناختی نیز هنر جایگاه ویژهای دارد، اضافه کرد: گاهی یک نقاشی ساده میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت هیجانی، شناختی و شخصیتی کودک در اختیار متخصص قرار دهد و به همین دلیل است که در بسیاری از ارزیابیهای روانشناختی از ترسیم خانه، درخت، آدمک یا سایر اشکال استفاده میشود و نقاشی تنها یک فعالیت سرگرمکننده نیست، بلکه میتواند ابزاری برای شناخت بهتر کودک باشد.
هنر زبانی جهانی و بینیاز از واژههاست؛ زبانی که کودکان از طریق آن احساسات، نگرانیها، آرزوها و تجربههای خود را با دنیای اطرافشان در میان میگذارند و توجه به این زبان و ارزش قائل شدن برای آن، میتواند به شناخت بهتر نیازهای عاطفی و روانی کودکان کمک کند.
والدین و مربیان زمانی بیشترین نقش را در رشد خلاقیت کودکان ایفا میکنند که به جای تمرکز بر نتیجه نهایی، از فرایند آفرینش حمایت کنند. ایجاد فضایی امن برای تجربه کردن، اشتباه کردن و خلق کردن، اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی را در کودک تقویت میکند و او را برای روبهرو شدن با چالشهای آینده آمادهتر میسازد.
بسیاری از تواناییهای مهم زندگی، از حل مسئله و انعطافپذیری گرفته تا مدیریت هیجانها و برقراری ارتباط مؤثر، در بستر تجربههای خلاقانه دوران کودکی رشد میکنند و از اینرو، هنر را باید بخشی از فرایند تربیت و رشد همهجانبه کودک دانست، نه فعالیتی فقط تفریحی.
هر نقاشی، داستان یا اثر سادهای که یک کودک خلق میکند، تنها یک محصول هنری نیست، بلکه بازتابی از دنیای درونی او و گامی در مسیر شکلگیری شخصیت، اعتمادبهنفس و نگاهش به زندگی است و حمایت از این مسیر، سرمایهگذاری ارزشمندی برای آینده کودکان و جامعه خواهد بود.








